|
آفتاب شرق | ||
|
[ شنبه 26/1/91 ] [ 4:27 عصر ] [ حسین اخوان ]
پس ازسال ها تلاش ودوندگی ،این وآن رادیدن توانستیم نانوایی باسوخت فسیلی درمحلمان احداث کنیم .ارزش کارآن قدربالابوده که استاندارمحترم هم برای افتتاح آن تشریف آوردند وبعدها درخاطرات خویش یکی ازکارهای ارزنده اش رادرزمان تصدی گری، همین افتتاح نانوایی روستایمان ذکرنمودند.
ازنانوایی محلمان هرچه بگویم وبنویسم کم گفته ونوشته وحق مطلب راادا نکرده ام.به بهداشت وموضوعات ازاین قبیل کاری ندارم که نیازبه بحث وبررسی گسترده دارد ودراین مقال فرصت آن نیست. مهم همان پخت نانی است که به دست مشتری می رسد واهالی نیز چاره ای دیگرندارند.نانی است همچون سنگ که معلم علوم روستا از خرده نانی که ازکیف بچه های مدرسه یافتند وپس از آزماش بسیار آن رادرردیف سنگ های خارا قراردادند.حتی مرغ وخروس هم ازنان روستا به دادآمدند ودر یک آزمایش مشخص گردید این پرندگان بی زبان نیز درهنگام ریختن نان های مختلفه از نانوایی روستاهای اطراف درنزدشان ،به نان روستایمان رغبتی نشان نمی دهند.
اجراواعمال قانون هدفمندی یارانه ها مثمرثمرنبوده وچیزی از سختی وسفتی نان کاسته نشد.ازآن جایی که چنین نان هایی درآینده ی دورونزدیک نیزپخته خواهدشد وکسی نیست که به دادمان برسد لذا جوانان روستا دست به کارشدند وقالب وغلافی برای دندان ها کشف نمودند که ازنمونه های مشابه ی خارجی ساخت افغانستان وکشورهای آفریقای مرکزی بسیارپیشرفته تر است چنان که علاوه برنان قابلیت خردکردن سنگ وکلوخ وچیزهای الحاقی به نان رانیزداراست والحمداله این جوانان غیورتوانستند انحصارراازاین کشورها خارج نمایند.
خوب دیگروقتی کسی به فکر روستایمان نباشد وشرایط مشکل گردد استعدادهایی این چنینی به کارخواهدافتاد وچنین کارهای بزرگ به منصه ظهو رمی پیوندد!!!!!!
[ چهارشنبه 9/1/91 ] [ 12:8 عصر ] [ حسین اخوان ]
نمی دانیم چه شدکه ناگهان بعدازخواندن متنی درروزنامه ی اطلاعات ،نبوغ شعریمان گل کرد ،شدیم شاعر درردیف شعرای بزرگ؟!اما درقالب شعرنو،آن هم سواربرموج نو.کلی کیف کردیم وباخودقرارومرارگذاشتیم ازاین به بعد ماهی یک بارهم شده، این سرچشمه ی لایزال راهمیشه جوشان نگه داریم ؛تابعداز هزاران سال اگر اشعارمان کشف گردید مثل ابیات حافظ ازآن چیزهایی استخراج کنند که فکرمان هم به آن ها قدنمی داد.اما زمزمه های باطنی مان:
"می شود درچهره ی شکوفه دوباره شکفت"
با رودها جاری شدوباگل هاخندید.
می توان دست حقایق رافشرد.
ناهمواری های کدورت رابا غلتک مهربانی ها صاف نمود.
می توان دوباره دربهاری تازه ،باباران بهاری گریست.
وامادراین می توان ها ومی شودها:
می شود وعده های داد ،امامتناهی .
می شود به جای دومیلیون وپانصدهزارشغل از پانصد شغل سخن برمیان آورد.
می توان به جای آمارهای ساختگی ،
آمارهای واقعی داد.
می توان درمیان مردم زیست وبادردهایشان زندگی کرد.
می شوددرجذب کوشابود وسست در دفع.
به جای چهچه وبه به
می شود گذاشت تاعطرها خودببیویند نه این که عطارها بگویند.
می توان واقعیت هارادید.
"چشم هارابایدشست."
می توان جهان وتمام انسان ها راانسان دید .
وهزاران می شود ومی تواند دیگر...
[ چهارشنبه 9/1/91 ] [ 12:5 عصر ] [ حسین اخوان ]
در مواضع غیر اصولی مشایی و نقشآفرینیها و حاشیهسازیهای متعمّدانه او تردیدی نیست. این را اکنون همه نیک میدانند که مشایی علاقه زیادی به این دارد که موضوع اصلی کشور باشد. او آن گاه که حرف و حدیثها کمتر میشود به میدان میآید تا بار دیگر با اظهاراتی شاذ نظر همه را به سوی خویش جلب کند. انگار از نظر او شرایط مطلوب در کشور شرایطی است که همه به جای پرداختن به سایر موضوعات تنها از مشایی صحبت کنند! برداشت عادی از مواضع مشایی این گونه است که اگر او موضوع اول کشور نباشد، ناراحت است و اگر موضوع اول کشور باشد، خوشحال. مشایی کسی است که خود را صاحب نظر در بسیاری از حوزهها و بالاتر از برخی رجال مطرح سیاسی و دینی نیز میداند. شاید از همین روست که او با وجود تأکید رئیس جمهور هیچ گاه حاضر نشد تن به مناظره دهد و هر بار به نوعی از مناظره طفره رفت. مشایی طی این مدت همواره کوشید تا در یک تریبون یک طرفه میداندار باشد و از دیالوگ با چهرههای شاخص سیاسی یا دینی بپرهیزد. مشایی در عین حال به فرصتی برای برخی جریانات سیاسی نیز تبدیل شده است تا با نفی او، اثبات خود را نتیجه بگیرند یا کنار زدن دولت را دنبال کنند. در واقع در اینجا فقط بحث، بحث مشایی نیست. مشایی برای برخی سیبلی است که بتوان به طرف آن آسوده نشانه گرفت و کلیت دیگری را تخطئه کرد. اینان البته علاقه دارند خود را منتقد واقعی و اصلی مشایی نیز جلوه دهند اما اینکه عملکردشان چقدر به نفع مشایی است و چقدر به ضرر او موضوعی است که جداگانه باید بدان پرداخت. با این همه اکنون پرسش این است که با آدمی مثل مشایی چه باید کرد و از مواضع رهبری تا کنون در این خصوص چگونه میتوان برداشت نمود؟ جنس مواجهه با او و نقد او چگونه باید رقم بخورد که هدف انقلابیون مستفاد شده باشد نه هدف مشایی؟! به نظر میرسد در این میدان انقلابیون که شاکله تحلیلی و عملکردی خود را بر مبنای فرمایشات و مواضع رهبر انقلاب قرار میدهند، میبایست بیش از همه به دنبال تبیین این مهم از سخنان ایشان باشند. رهبر انقلاب تا کنون حداقل سه بار به صورت مستقیم و غیرمستقیم ناگذیر از اظهار نظر نسبت به مشایی شدهاند که مرور، تأمل و دقت در این همه میتواند در راستای پاسخ به این پرسش مفید باشد و سرنخهای خوبی را بدست دهد. الف) سخنرانی در جمع اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مقام معظم رهبری طی جلسهای که با اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم داشتند در پاسخ به سوالات شرکت کنندگان جلسه مطالبی را مطرح نمودند که بخشی از آن به دولت، حجاب، بحث مکتب ایرانی و مشایی ارتباط داشت. این سخنان اگر چه به صورت رسمی منتشر نشد، اما یکی از اعضای جامعه مدرسین جزئیات آن را با رسانهها در میان گذاشت. رهبر انقلاب با دقت و حوصله سخنان دوستان را گوش میدادند و یادداشت برداری میکردند و به آنها پاسخ میدادند. یکی از اعضا مسئله حجاب و عفاف را مطرح کرد و حرفهای او تعریض به بی توجهی برخی مسئولان نسبت به حجاب فقهی بود که آقا فرمودند:«من این مطلب را قبول ندارم؛ مسئولان امروز همه حجاب فقهی را قبول دارند ولی اختلاف سلیقه در تاکتیکهاست.» حضرت آقا فرمودند:«فرضا دختری که حجاب کاملی ندارد اما شب قدر یا در مجلس دعای کمیل شرکت و به درگاه خداوند تضرع میکند و یا در راهپیمایی 22 بهمن تصویر امام را میگیرد، نمیتوان گفت که بیدین است بلکه نمیداند حجاب اسلامی چیست که باید او را توجیه کرد. باید در باب حجاب کتاب نوشت و از طرق مختلف مانند فیلمهای تلویزیونی حجاب را تبیین و افراد ناآگاه را ارشاد کرد.» رهبر انقلاب با آنکه جهتگیری کلی دولت را تائید کردند و تصریح داشتند نمیخواهند یک طرف را تأیید کنند اما این را به قاطعیت فرمودند که ”مسئولین فعلی با حجاب فقهی مخالف نیستند ولی در تاکتیکها اختلاف وجود دارد.” در حالی که اکنون برخی تلاش زیادی برای ضدولایت فقیه ساختن از احمدینژاد دارند، آن روز رهبر انقلاب در خصوص حمایت خود از دولت فرمودند:«بنده از همه دولتها حمایت کردهام ولی این دولت با "دولتهای گذشته" تفاوت دارد و فرق اساسی در این است که تلاش نمی کنند حاکمیت دوگانه درست کند. در گذشته حرف دشمن القای حاکمیت دوگانه بود و در برخی ادوار هم برخی افراد دنبال القای این وضعیت در کشور بودند که دولت و مجلس در مقابل ولایت فقیه که محور نظام است، قرار دارد ولی الان اینگونه نیست.» جالب اینکه ایشان در لفظ دولتهای گذشته به صورت عام استفاده کردند و این بدین معنا بود که فقط مقصودشان دولت اصلاحات نبود. مقام معظم رهبری با قاطعیت فرمودند که ”در شرایط کنونی اختلاف نظر هست و من هم برخی مسائل را قبول ندارم اما الان اگر رهبری چیزی بگوید، رئیس جمهور میپذیرد و به آن عمل میکند” و این مطلب بسیار مهم است که برخلاف آنچه القا و تصور میشود که آقای احمدینژاد به حرف رهبری گوش نمیدهد، آقا تصریح فرمودند که اینگونه نیست. اما مکتب ایرانی شاید مهمترین بحثی بود که به مشایی نیز ارتباط مستقیم پیدا می کرد. رهبر انقلاب فرمودند:«من با طرح مکتب ایرانی مخالفم و نسبت به این موضوع به آقایان تذکر هم دادم ولی برداشتم این نیست که منظور آنها مقابل قرار دادن ایرانیت در برابر اسلامیت باشد. بنده هم همین اعتقاد را دارم که آقای احمدینژاد واقعا نمیخواهد ایران را مقابل اسلام و برتر از آن قرار دهد؛ چرا که هیچ رئیس جمهوری به اندازه او از اسلام و آرمانها و ارزشهای اسلامی در سازمان ملل سخن نگفته و بنده با آنکه همواره به مسئولان انتقاد کرده ام اما انصافا او بود که نام امام زمان(عج) و حضرت زهرا(س) را در محافل بین المللی احیا کرده که البته این شرط کافی برای مسئولان نظام اسلامی نیست اما شرط لازم است.» ایشان درخصوص دولت تصریح کردند:«من اعتقاد به نصح دارم. ... منتها مراقب باشند که یک جهت گیری عامی برای زمین زدن دولتی که حالا نسبت به شعارهای انقلاب وفادار است، نسبت به رهبری اظهار اطاعت می کند و چه و چه، ایجاد نشود، به آن حرکت کمک نشود. عرض ما این است. یک جوری نصیحت کنید که آن کسانی که قصد ریشه کنی دارند، نتوانند استفاده کنند ولی خوب نصیحت کنید، پیغام بدهید، کاغذ بنویسید، اگر یک جایی واقعا دیدید ضرورت دارد، اعلام هم بشود. اعلام عمومی در مواقع ضروری ایرادی ندارد، اما باید مراقبت بشود، این جور نیست که حالا انسان هر اعتراضی دارد مصلحت باشد که این را علنی و عمومی کند.» ب)سرمقاله حسین شریعتمداری حسین شریعتمداری پس از ماجرای انتصاب مشایی به سمت مسئول دفتر رییس جمهور سرمقالهای در کیهان نوشت که طی آن انتقاداتی کاملا منطقی در خصوص مشایی نیز مطرح بود و البته در ضمن آن مشایی مهره انقلاب مخملی در ایران دانسته شده بود. این سرمقاله نیز حواشی خاص خود را ایجاد کرد. رهبر انقلاب طی سخنانی به مسائل روز کشور اشاره کردند و مطالبی گفتند که حسین شریعتمداری خود را مخاطب آن دید و در کیهان سرمقاله دیگری در این خصوص نوشت. رهبر انقلاب فرمودند:«من مىبینم تو همین قضایاى سه چهار روز اخیر باز بعضىها هى میخواهند اختلافها و شکافها را بیشتر کنند؛ نه، نباید اختلاف به وجود بیاید؛ همه با هم برادرند، همه با هم همکارى باید بکنند؛ همه باید براى ساختن کشور به یکدیگر کمک بکنند. به کسى نباید بیهوده تهمت زد؛ کسى را نباید به خاطر یک امر، از همهى آن چیزهائى که صلاحیت محسوب میشود، انسان او را نفى بکند. با انصاف باید بود؛ با انصاف باید عمل کرد؛ با انصاف باید حرف زد. خداى متعال در مورد دشمنان میگوید: "و لا یجرمنّکم شنآن قوم على الّا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى".» ایشان در تذکری مهم افزودند:«اگر با کسى دشمنید، این دشمنى موجب نشود که نسبت به او بىانصافى کنید، بىعدالتى کنید؛ حتّى نسبت به دشمن؛ حالا آن که دشمن هم نیست. بىعدالتىها را همه کنار بگذارند؛ بىانصافىها را همه کنار بگذارند؛ همه در زیر پرچم نظام اسلامى و جمهورى اسلامى جمع بشوند؛ اصولى وجود دارد، به آن اصول همه پابندى خودشان را اعلام بکنند. در کنار هم باشند، اختلاف سلیقه هم باشد. چه اشکال دارد؟ همیشه اختلاف سلیقه بوده. در دورانهاى مختلف هر جائى که این اختلاف سلیقهها و اختلاف برداشتها با هواى نفس انسان مخلوط شد، کار خراب میشود. هواى نفس را باید خیلى ملاحظه کرد. به خودمان در فریب خوردن از هواى نفس سوءظن داشته باشیم. نگاه کنیم ببینیم کجا نفس است و هوىهاى نفسانى ماست؛ کجا نه، واقعاً احساس تکلیف است؛ و در احساس تکلیف هم دقت بکنیم که قدم از دایرهى تکلیف آنطرفتر نباید گذاشت؛ زیادهروى نباید کرد. آن وقت لطف خدا با ماست. همچنانى که تا امروز به فضل الهى، به حول و قوهى الهى، لطف الهى با ملت ایران بوده است؛ بعد از این هم انشاءاللَّه خواهد بود.» حسین شریعتمداری بعد از این سخنرانی رهبری در کیهان با اشاره به سرمقاله روز قبل خود نوشت:«دیروز وقتی بیانات رهبر معظم انقلاب را در جمع اهالی قرآن شنیدم، بی آن که خود را عددی بدانم تا در خطاب یا ملامت و عتاب آقا جایی داشته باشم، احساس کردم یادداشت دیروزم با عنوان "چه کسی او را اداره می کند" می تواند در حوزه ملامت مقتدایم باشد، آنجا که با اشاره به قضایای دو سه روز اخیر فرموده اند "این موضوع نباید موجب دامن زدن به اختلاف شود، ضمن آن که نباید به کسی بیهوده تهمت زد و او را به خاطر یک امر، از همه آن چیزهایی که صلاحیت محسوب می شود، نفی کرد" و در یادداشت دیروز نگارنده با استناد به تأخیر غیرقابل توجیه آقای احمدی نژاد در اجرای دستورالعمل 7 روز قبل رهبر معظم انقلاب و تعلل سؤال برانگیز ایشان در عزل آقای مشایی، ضمن گلایه از وی که چرا به وظیفه شرعی و قانونی خود عمل نکرده است، حضور آقای مشایی در کنار رئیس جمهور با توجه به برخی از مواضع و عملکرد وی طی 4 سال گذشته، مشکوک تلقی شده و احتمال وابستگی او به جریان موسوم به کودتای مخملی مطرح گردیده بود...» ج) ماجرای مردم اسرائیل
ایشان در عین انتقاد از این اظهارات و تبیین نادرست بودن آن، اصولگرایان را مخاطب خود قرار داده و فرمودند: «خوب، این حرف خطائى بود، حرف درستى نبود. این را نباید وسیلهى التهاب قرار داد. من خواهش میکنم از همه، اینجور "مسائل کوچک" و "مسائل جزئى" را - حرفى که بر زبان کسى جارى میشود؛ مطلبى گفته میشود - وسیلهاى قرار ندهند براى اینکه مدتى جریانسازى و مسئلهآفرینى در سرتاسر کشور بشود؛ یک عده مخالف، یک عده موافق، سر قضیهاى پوچ. موضع نظام هم معلوم است. تمام شد.» رهبر انقلاب بلافاصله در فضای آن روز به موضوعی فراتر از این ها اشاره کردند و فرمودند:«یک چیز دیگرى که این روزها انسان مشاهده میکند - که این را هم میخواهم بخصوص از نخبگان خواهش کنم که توجه کنند - قضاوتهاى دربارهى مسائل دولت و کارهاى دولت است... من نگرانىام از این نیست که حرفى زده شود، از کسى انتقاد شود؛ نه. یک نفر انتقاد میکند، یک نفر هم جواب میدهد. نگرانى من از رائج شدنِ اخلاق بىانصافى در جامعه است. خدمات فراوانى انجام میگیرد، انسان همه را کنار بگذارد، به نقطهاى بچسبد، این درست نیست. البته این خطاب به همه است. این را ما به شخص خاصى، به گروه خاصى، به جناح خاصى عرض نمیکنیم، این را به همه عرض میکنیم. همه مراقب باشند یکدیگر را تخریب نکنند. این فضاى تخریب، فضاى خوبى نیست. مردم هم خوششان نمىآید. من این را حالا در حضور شما مردم به آن حضرات میگویم: اگر شما خیال میکنید که شما بیائید بنشینید و فلان مسئول یا فلان جریان را مذمت کنید، مردم لذت میبرند و خوششان مىآید، اشتباه میکنید. مردم از فضاى تخریب خوششان نمىآید.» جمع بندی از این همه چند نکته به ذهن متبادر میشود. نخست اینکه انتقادات مطرح درخصوص مشایی صرفا فضاسازی نیست و این انتقادات در برخی موارد وارد است چنانکه رهبری هم در مواردی اظهار موضع کردند و البته در برخی دیگر ممکن است وارد نباشد. متأسفانه انتقادات از مشایی به عناوینی کودکانه و سیاسیکارانه تقلیل پیدا کرده؛ حال آنکه میتوان جدیتر و عالمانهتر در این خصوص سخن گفت و منطقی استدلال کرد. دیگر اینکه تفکیک میان دولت و فعالیت انقلابی و رو به جلوی دولت با اظهارات پراکنده کسانی چون مشایی مسئلهای است که رهبر انقلاب نیز انجام دادهاند. ایشان در سخنان خود دولت دهم را با دولت شهید رجایی مقایسه کردند و به صراحت از بیانصافیها علیه دولت انتقاد نمودند. مسئله دیگر اینکه اگر چه گاه برخی اظهارات مشایی فاقد درستی صددرصدی است اما ضریب دادن به آن و مطرح کردن آن به عنوان موضوع اصلی کشور و بزرگ کردن کسی چون مشایی مورد انتقاد رهبری بوده است. این مسئله خود را حتی در موضوعات قابل توجهی چون "دوستی مردم اسرائیل" و "مکتب ایرانی" که شاید از حاشیهبرانگیزترین موضوعات مرتبط با مشایی بوده است نیز نشان میدهد. به نظر میرسد برخی تعمد خاصی در تقابل با این نگاه رهبری دارند. و دست آخر اینکه تفاوت جریان سوم و دو جریان مشایی و آنتی مشایی در عنصر اخلاق خلاصه میشود. جریان آنتیمشایی جریانی است که میکوشد با نفی مشایی و بزرگ کردن او خود را اثبات کند. مثلا اینکه حضرت نوح به موضوع اول کشور تبدیل شود، قطعا کمی خندهدار به نظر میرسد. این هر دو جریان علیه احمدینژاد و گفتمان سوم تیر و نیز در مخالفت با مشی مطلوب رهبر انقلاب و در عین حال به نفع مشایی تا کنون عمل کردهاند. از نظر ما هر دو جریان مشاییچی هستند! نوع مواجهه و نوع انتقاد در عین تأکید بر بیان آن، موضوعیت دارد. در واقع اگر جریان سوم گاه سکوت را برمیگزیند به خاطر مماشات نیست؛ بلکه از این روست که گاه برخی انتقادات و فضاسازیها را واقعی نمیداند یا موضوعیت اصلی برای آن قائل نیست. جریان سوم در عین حال برخی تحرکات و دیدگاههای مشایی را نمیپذیرد و در این باب جدا نگران است و به رئیس جمهور هم هشدار میدهد؛ اما خیالپرداز و سیاسیکار هم نیست. برخی اصرار دارند همه دولت را مشایی کنند و بعد هم انگ ضد روحانیت و ضد ولایت فقیه و فاسد و کذا به آن بزنند. از نظر جریان سوم این جریان، یک جریان سیاسی است که این دست از کلیدواژه هایش خواسته یا ناخواسته نعل به نعل با گزارههایی که هاشمی مطرح میکند تطابق دارد. این ادعا در مقالهای جداگانه قابل بررسی است. [ چهارشنبه 10/12/90 ] [ 4:32 عصر ] [ حسین اخوان ]
+ نظرتون در مورد این مطلب چیه؟پیرامون انتخابات 12 اسفند//من رأی می دهم [ دوشنبه 8/12/90 ] [ 3:30 عصر ] [ حسین اخوان ]
گرچه گناهانم مانع رسیدن صدایم به بارگاه ملکوتی ات می شود، اما من هنوز هم عاشقم! عاشق اینکه روزی بطلبی ام و در جوارت بنشینم . آنقدر گریه کنم تا در سیلاب اشکهایم غرق شوم. آقای من!هنگامی که مظلومیتت را تجسم می کنم،با تمام کوچکی ام،بزرگی درهایت را حس میکنم و هنگامی که گریه های بی صدایت را به یاد می آورم،آتش می گیرم. امیرالمومنین،حیدر! بخوان مرا به زیارتت.ببین چگونه بال گشوده ام! بی تابی ام را ببین! راه را نشانم بده تا از دریای وادی عشقت سیراب شوم.... .
[ پنج شنبه 4/12/90 ] [ 10:12 عصر ] [ حسین اخوان ]
بسیج در بیان مقام معظم رهبریسالگرد تشکیل بسیج مستضعفان، یادآور خاطره پرشکوه مجاهداتی است که در دوران هشت ساله جنگ تحمیلی، زیباترین تابلوهای ایثار و فداکاری همراه با نجابت و فروتنی و توأم با شجاعت و رشادت را ترسیم کرده است. خاطره جوانمردان پاکدامن و غیوری که شیران روز و زاهدان شب بودند و صحنه نبرد با شیطان زر و زور را با عرصه جهاد با نفس اماره به هم آمیختند و جبهه جنگ را محراب عبادت ساختند. جوانانی که از لذات و هوسهای جوانی برای خدا گذشتند و پیرانی که محنت میدان جنگ را بر راحت پیرانه سر ترجیح دادند و مردانی که محبت زن و فرزند و یار و دیار را در قربانگاه عشق الهی فدا کردند؛ خاطره انسانهای بزرگ و کم ادعایی که کمر به دفاع از ارزشهای الهی بستند و از هیبت دروغین قدرتهایی که برای حفظ فرهنگ و ارزشهای جاهلی غرب به مصاف ارزشهای الهی آمده بودند، نهراسیدند. (گرامیداشت هفته بسیج 2/9/68) بسیج عظیم مردمی، یکی از نعمتهای بزرگ الهی است. (خطبه نماز جمعه 1/9/81) هر کس که در دل برای سرنوشت خود، سرنوشت این ملت و آینده ایران اسلامی ارزش قائل است آن کسی که برای استقلال و هویت ملت خود ارزشی قائل است، آن کسی که از تسلط قدرتهای بیگانه بیزار است، آن کسی که برایش آینده این کشور و این ملت و آینده دنیای اسلام یک هدف بزرگ محسوب می شود، آن کسی که از رنج های ملت فلسطین دلش خون است ... آن کسی که مایل است بیش از یک میلیارد مسلمان دنیا قدرت عجیبی را تشکیل بدهند که بشریت را به سمت کمال هدایت کنند و خودشان در قله کمال قرار بگیرند، آن کسی که این احساسات و این درکها را دارد و حاضر است در این راه قدمی بردارد او بسیجی است. (از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع خانواده های مکرم شهدای اراک 24/8/79) وجود بسیج باید ما را وادار کند به شکر الهی، نشاط جوانان بسیجی باید ما را وادار کند به شکر الهی... (از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع بسیجیان 29/7/79)
بسیج یعنی حضور بهترین و بانشاط ترین و باایمان ترین نیروهای عظیم ملت در میدان هایی که برای منافع ملی، برای اهداف بالا، کشورشان به آنها نیاز دارد، همیشه بهترین و خالص ترین و شرافتمندترین و پرافتخارترین انسانها این خصوصیات را دارند. بسیج در یک کشور، معنایش آن زمرهای است که حاضرند این پرچم افتخار را بر دوش بکشند و برایش سرمایه گذاری کنند. (از بیانات مقام معظم رهبری در جمع بسیجیان 29/7/79) چرا در تبلیغات جهانی و رادیوها به بسیج اهانت می شود؟ بسیج را که در خور تشویق و تعظیم و تحسین است مورد اهانت و بی مهری قرار میدهند؟ چون نقش بسیج را در حفظ استقلال ملی، در حفظ غرور ملی در حفظ افتخارات ملی، در تأمین منافع ملی، و بالاخره از همه در اعلاء پرچم اسلام و نظام جمهوری اسلامی میدانند به جد با بسیج دشمنند، امّا دشمنی آنها فایدهای ندارد. (از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع بزرگ بسیجیان 29/7/79)
انکار بسیج و بی احترامی به آن، یا نابخردانه است، یا خائنانه است. تا وقتی برای این کشور امنیت لازم است تا وقتی که این کشور و این ملت به امنیت احتیاج دارد. یعنی همیشه، چون همیشه احتیاج به امنیت هست، به نیروی بسیج به انگیزه بسیجی، به سازماندهی بسیجی و به عشق و ایمان بسیجی احتیاج است. (از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با گروه کثیری از سپاهیان و بسیجیان در مشهد 10/6/78) بسیج یعنی نیروی کارآمد کشور برای همه میدانها. (از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با سپاهیان و بسیجیان 2/9/77) ملتهایی که مردم در آن از نظر مسئولان آن کشور نقشی دارند، همه جا چیزی شبیه بسیج هست منتهی به این درخشندگی، به این فراگیری، به این زیبایی، به این فداکاری، من در جایی سراغ ندارم... (از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با سپاهیان و بسیجیان 2/9/77)
علت اینکه در کشور ما بسیج این طور درخشان شد و شکفت چه بود؟ ایمان عاشقانه، ایمان عمیق، ایمان توام با عواطف که از خصوصیات ملت ایران است، مثل بعضی از ملتهای دیگر، عواطف در این ملت جوشان است کلید بسیاری از مشکلات است. این ایمان با آن عواطف همراه شد و این رودخانه عظیم خودشان را به این دریای پهناور تبدیل کرد و مشکلات را در هر جایی که لازم بود از بین برد. (از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با سپاهیان و بسیجیان 2/9/77) بسیج عبارت است از مجموعهای که در آنها پاک ترین انسانها، فداکارترین و آماده به کارترین جوانان کشور، در راه اهداف عالی این ملت و برای کمال رساندن و به خوشبختی رساندن این کشور جمع شده اند. ... مجموعهای که دشمن را بیمناک و دوستان را امیدوار و خاطرجمع می کند. (از بیانات مقام معظم رهبری در جمع بسیجیان به مناسبت هفته بسیج 5/9/76) بسیج یکی از برکات انقلاب و از پدیده های بسیار شگفت آور و مخصوص این انقلاب است. این هم یکی از آن چیزهایی است که امام بزرگوار ما با دید الهی خود، با حکمتی که خدای متعال به او ارزانی کرده بود، برای کشور و ملت و انقلاب ما به یادگار گذاشت. (از بیانات مقام معظم رهبری در جمع بسیجیان 5/9/76) بسیج در حقیقت مظهر یک وحدت مقدس میان افراد ملت است. (از بیانات مقام معظم رهبری در جمع بسیجیان 5/9/76) بسیج در واقع مظهر عشق و ایمان و آگاهی و مجاهدت و آمادگی کامل، برای سربلند کردن کشور و ملت است. (از بیانات مقام معظم رهبری در جمع بسیجیان 5/9/76) بسیج یک حرکت بی ریشه و سطحی و صرفاً ازروی احساسات نیست، بسیج یک حرکت منطقی و عمیق و اسلامی و منطبق بر نیازهای دنیای اسلام – و به طریق اولی – جامعه اسلامی است. قرآن کریم می فرماید: [ هو الذی ایدک بنصره و بالمؤمنین] ای پیامبر، خدای متعال تو را، هم به وسیله نصرت خودش و هم از طریق مؤمنین مؤید قرار داد و کمک کرد. این خیل عظیم مؤمنینی که در اینجا مورد اشاره آیه قران قرار گرفته اند، عبارت دیگری است از آنچه که امروز به نام بسیج در جامعه ما قرار دارد. (از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان نواحی و پایگاهها و گردانهای بسیج سراسر کشور 8/9/74)
عظیم ترین و ماندگارترین یادگار [ امام عزیز و عظیم القدر ما] همین بسیج مردمی است که در همه جا حضور دارد. از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان و بسیجیان 27/8/71) این کار خدا بود که بسیج ملت ایران بتواند در سخت ترین میدانها که همان میدان جنگ است چنان قدرتی از خود نشان بدهد که دیرباورترین افراد هم قبول کنند که ملت ایران دارای توانایی است. بسیج یعنی کل نیروهای مؤمن و حزب اللهی کشور ما این که امام گفتند «بسیج بیست میلیونی» یعنی این. (از بیانات مقام معظم رهبری در پادگان امام حسن مجتبی (ع) 5/9/69) اگر نبود آن همه تلاش و جهاد مخلصانه که شما رزمندگان نیروهای مسلح و بسیج مردمی در دوران جنگ هشت ساله نشان دادید و حقیقتاً اسلام را روسفید و امت رسول الله (صلی الله علیه و آله) را سربلند ساختید و اگر نبود خونهای مطهر و معطری که در راه خدا بر زمین ریخته شد؛ یقیناً امروز از نظام اسلامی اثری نبود و پرچم قرآن چنین سربلند نمی شد. (پیام به خانواده های شهدا، مفقودان در آستانه هفته دفاع مقدس 23/6/68)
محور دفاع از انقلاب، همین آحاد عظیم میلیونی بسیج هستند. (از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت جمع کثیری از بسیجیان نمونه 6/4/68) بسیجی یعنی دل باایمان، مغز متفکّر – دارای آمادگی برای همه میدانهایی که وظیفه این انسان را به آن میدانها فرا می خواند، این معنای بسیجی است. (از بیانات مقام معظم رهبری در جشن بزرگ منتظران ظهور 3/9/78) هرجا وظیفهای باشد، انسان بسیجی در میدان آن وظیفه، حاضر است. (از بیانات مقام معظم رهبری در جشن بزرگ منتظران ظهور 3/9/78) [ پنج شنبه 4/12/90 ] [ 3:52 عصر ] [ حسین اخوان ]
مقدمه
همه ما با حالت روحی خشم آشنا هستیم و در زندگی بارها آن را تجربه کردهایم. خشم نوعی هیجان روحی است که اغلب بر اثر واکنش شخص نسبت به رفتار ناشایست دیگران بروز میکند. خشم میتواند یک رنجش و ناراحتی زودگذر باشد و یا یک عصبانیت تمام عیار ، در هر حال پدیدهای کاملا طبیعی است و مانند سایر احساسات نشانه سلامت و تندرستی و عواطف انسانی میباشد، اما هنگامی که از کنترل خارج شود، میتواند به یک حس مخرب و ویرانگر تبدیل شود و پیامدهای ناگوار در محیط کار، روابط شخصی و در تمامی عرصههای زندگی شما بوجود آورد.
خشم و حس خودبزرگ بینی
همچنین خشم میتواند حس خود بزرگ بینی را در شما زنده کند و زودتر ازآنچه تصور میکنید به سلامت شما آسیب میرساند. متاسفانه خشم برای شما مانند همدم همیشگی است که تمام عمر همراهتان خواهد بود و با هر طغیانی ، فشار خونتان را به مقدار قابل توجهی بالا خواهد برد و این تنها یکی از پیامدهای زیانبار خشم بر تندرستی شما است. افزون بر این باید بدانید که خشم و عصبانیت همچون زهری است که دائما به درون شما میریزد. حال ممکن است این سوال در ذهن شما متبادر شود که خشم چیست؟ و چگونه میتوانید از دست این پدیده رنج آفرین رهایی یابید؟
خشم چیست؟
خشم یک نوع احساس است که همواره بین دو حالت متغیر است. خشم میتواند عصبانیت و ناراحتی جزئی و یا در نوع حاد آن ، واکنشی جنونآمیز باشد. طبق نظر دکتر چارلز اسپیلبرگر ، خشم نیز احساسی نظیر سایر احساسات انسان است که با ویژگیهای روانشناسی اشخاص تغییر میکند. هنگامی که عصبانی میشوید آثار فیزیولوژیک خشم در بدن ظاهر میشود، ضربان قلب و فشار خونتان بالا میرود و میزان ترشح هورمونها نیز افزایش مییابد.
سه روش مهم برای برطرف کردن منطقی خشم
سه روش مهم برای برطرف کردن منطقی خشم وجود دارد:
ابراز کردن
ابراز کردن خشم به این معناست که در بیان خشم خود جسور و منطقی باشید نه پرخاشگر ، این روش منطقیترین راهکار برای ابراز خشم است. شما باید یاد بگیرید که چگونه رفع اتهام کنید و خود را تبرئه نمائید و چگونه به این هدف بدون صدمه زدن به دیگران برسید. جسور بودن به این معنی نیست که قلدر باشید و به دیگران زور بگویید، بلکه به این معنی است که برای خودتان و دیگران ارزش قائل باشید و با احترام رفتار کنید و مشکلاتتان را از راه منطقی حل کنید.
سرکوب کردن
سرکوب کردن خشم راه حل دیگری است برای مهار عصبانیت و سرکوب خشم و جهت دادن و تبدیل آن به رفتارهای دیگر. راهکار آن هم به این صورت است که هنگامی که خشمگین میشوید، در مورد موضوعی که باعث خشم شما شده است، فکر نکنید و بجای آن به چیزهایی خوب و مثبت بیاندیشید. هدف از این روش ، مهار خشم شما و تبدیل آن به رفتارهای سازنده است. اما پیامد منفی این روش ، این است که اگر عصبانیت خود را ابراز نکنید، خشم فروخورده در درون شما باقی میماند و این خشم درونی میتواند باعث افزایش فشار خون و یا شما شود.
آرام کردن
در نهایت سومین راهکار فرو نشاندن خشم مرحله آرام کردن آن است. در این حالت با جملات و واژههای تسکین دهنده خود را آرام کنید. بنابر این میتوان چنین نتیجه گرفت که شما نه تنها در قبال اعمال ظاهری خود مسئول هستید، بلکه روحیات درونی خود را هم باید پرورش دهید. پس بکوشید به هنگام خشم خود را تسکین دهید و احساسات خود را مهار کنید. [ پنج شنبه 4/12/90 ] [ 3:33 عصر ] [ حسین اخوان ]
دوران کودکی ونوجوانی من،دورانی پرفعالیت وپرفرازونشیب بود.تحرک وجنب وجوش زیادی داشتم.به نظر خودم تحرک وبی قراری من بیشتر ناشی ازیک حس حقیقت جویی بود،احساسی که مرا وادار می کرد همیشه به دنبال واقعیت باشم،ودر زندگی فردی صادق باشم. درهمان دوران تحصیل سفرهای زیادی به کشور های اروپایی داشتم به طوری که تقریباً تمام اروپاراگشتم. به عنوان یک آلمانی دوستان زیادی داشتم که برخی از آن ها مسلمان بودند. بعداز دریافت دیپلم عازم ایتالیا شدم. تصمیم گرفتم که به تحصیل عربی بپردازم ودر دانشگاه رم در رشته ی شرق شناسی ثبت نام کردم. باشروع درس های رشته زبان عربی صفحه جدیدی درزندگی من بازشد. بایادگیری زبان عربی طبیعتاً با کتاب آسمانی مسلمانان قرآن کریم نیز آشنا شدم وبرخی ازدستورات آن را مطالعه کردم، متوجه شدم اسلام خیلی کامل تر ازآ ن چیزی بود که تابه حال از آن می پنداشتم، به همین خاطر سعی کردم تا آنجایی که توانستم بیشتر بخوانم وتحقیق کنم. خصوصاً سعی کردم از نویسندگان مسلمان کتاب هایی تهیه کنم. مطالعات من هر روز عمیق تر می شد ودر همین حین نیز رابطه ام با مسلمانی که به دین خودشان عمل می کردندبیشترشد.تا این که یک زمان احساس کردم که دیگر به لحاظ قلبی مسلمان شد ه ام.اما خود را گول می زدم که این طورنیست.البته برایم کاملاًاثبات شده بودکه اسلام دین واقعی است اما ازاین که اقراربه مسلمان بودن خویش کنم کمی ترس داشتم. بیشتر ازهمه اطمینان نداشتم که آیا طاقت گرفتن روزه را دارم یانه؟همچنین آیا شهامت لازم برای پوشیدن لباس حجاب اسلامی را دارم یانه؟ این دوران مصادف بود با ماه رمضان، با خود گفتم فرصتی است برای این که خودم را آزمایش کنم مه آیا می توانم روزه بگیرم یانه؟ وبدین ترتیب بود درست در روز سوم ماه مبارک رمضان مسلمان شدم وبه دین اسلام گرویدم وخدا را شاهدمی گیرم که تا آن روز نمی دانستم که غربی های غیر مسلمان چقدر از اسلام دور هستند، در همان روز های اول مسلمان شدم، عده ای از دوستانم را از دست دادم ویک مدت برای آنان حکم دیوانه داشتم. بعد از آن بایک مسلمان مومن ازدواج کردم دراین حالت بودکه اطرا فیانم تا اندازی تغییرات مرا پذیرفتند، شاید هم موفقیت های چشمگیر دانشگاهی ام دراین امر بی تاثیرنبود،من به یاری خدا تمام دوران تحصیلم را با نمرات عالی سپری کردم ودکترای خویش را ازدانشگاه رم گرفتم. البته همسرم دراین مساله خیلی مرا یاری داد. دراین میان مشکلات گذشته تاحدودی برطرف شده است واطرافیان مرا به عنوان یک مسلمان پذیرفته اند.خانواده ام در آلمان برای اولین بار شاهد بودند که یک مرد مسلمان چقدر بیش از یک مرد غیر مسلمان به همسر خویش کمک می کندویاور همسر خویش است واین که یک زن مسلمان به مراتب از یک زن غیر مسلمان از احترام وحقوق بیشتری برخوردار است . هدی «دورتا»1992ایتالیا
[ پنج شنبه 27/11/90 ] [ 9:6 عصر ] [ حسین اخوان ]
از حضرت صادق(ع) منقول است که هر که چهل صباح دعای عهد را بخواند از یاوران قائم ما باشد و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد خدا او را از قبر بیرون آورد که در خدمت آن حضرت باشد و حق تعالی به هر کلمه هزار حسنه او را کرامت فرماید و هزار گناه از او محو کند.
در همین دعا از خداوند تقاضا می کنیم:
«اللهُم إِنْ حَالَ بَیْنِى وَ بَیْنَهُ الْمَوْتُ الذِى جَعَلْتَهُ عَلَى عِبَادِک حَتْماً مَقْضِیاً فَأَخْرِجْنِى مِنْ قَبْرِى مُوْتَزِراً کفَنِى شَاهِراً سَیْفِى مُجَرداً قَنَاتِى مُلَبیاً دَعْوَةَ الداعِى فِـى الْحَاضِرِ وَ الْبَادِى؛
پروردگارا اگر میان من و او موت که بر تمام بندگانت قضای حتمی قرار داده ای جدایی افکند. پس مرا از قبر برانگیز در حالی که کفنم را ازار خود کرده و شمشیرم را از نیام برکشیده و لبیک گویان دعوتش را که بر تمام مردم شهر و دیار عالم لازم الجابه است اجابت کنم.
چه آنکه امام صادق(ع) فرمود: «یعنی هر کس به هفت چیز اقرار کند او مومن است.» و یکی از آن هفت امر را ایمان به رجعت عنوان کردند. البته این نوعی از رجعت است، رجعت ائمه اطهار و نیز رجعت برخی دشمنان اهل بیت نیز در روایات آمده است. باز از حضرتش در این باره منقول است: «نخستین کسی که قبر به روی او شکافته می شود و به دنیا برمی گردد حسین بن علی(ع) است.
خالق مهربان من !
ای اجابت کننده هر دعا!
خدایا !
اللهم عجل لولیک الفرج [ دوشنبه 24/11/90 ] [ 2:41 عصر ] [ حسین اخوان ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||